der Berg
[bɛʁk]
- جمع:
- die Berge
- حالت اضافی:
- des Bergs, des Berges
۱Ich habe ein Haus mit Sicht auf den Berg gebaut.
من یک خانه با دید کوهستانی ساختهام.
اسم
- der Berg
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- das Gebirge
دستور زبان کوهستان
اسم
- آوانویسی لاتین
- kuhestân
- با نشانههای واکه
- کوهِستان
- جمع
- کوهستانها
- خوانش
- [kʰuː.ɦes.t̪ʰɒ́ːn]
همهٔ ریختها
- کوهستانها
عبارتها و زبانزدها
نمونهها
آلپ یک کوهستان اروپایی است.
۲Die Alpen sind ein europäisches Gebirge.
من یک خانه با دید کوهستانی ساختهام.
۱Ich habe ein Haus mit Sicht auf den Berg gebaut.
من در کوهستان هستم.
۳Ich war in den Bergen.
من نزدیک آن کوهستان بودم.
۴Ich war jenem Gebirge nahe.
تابستان امسال ما به کوهستان و دریا خواهیم رفت.
۵Diesen Sommer fahren wir in die Berge und ans Meer.
تابستان امسال ما به کوهستان و دریا خواهیم رفت.
۶Diesen Sommer fahren wir ins Gebirge und ans Meer.
تابستان امسال ما به کوهستان و دریا خواهیم رفت.
۷Diesen Sommer fahren wir in die Berge und an die See.
در آن کوهستان میمون زیاد است.
۸Auf dem Berg gibt es viele Affen.
تابستان امسال ما به کوهستان و دریا خواهیم رفت.
۹Diesen Sommer werden wir ins Gebirge gehen und an die See.
تابستان امسال ما به کوهستان و دریا خواهیم رفت.
۱۰Diesen Sommer fahren wir ins Gebirge und an die See.