dass
[das]
۱Hoffen wir, dass es klappt!
امیدواریم که کار کند.
حرف ربط
- dass
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- behufs
- damit
- daß
- sodass
- um zu
صفت
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- gering
- klein
- wenig
تعیینکننده
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- welche
- welches
ضمیر
- welcher
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- das
- der
- die
- was
دستور زبان که
صفت
- آوانویسی لاتین
- keh
- خوانش
- [kʰʲeʱ]
همهٔ ریختها
- کهست
حرف ربط
- آوانویسی لاتین
- ke
- خوانش
- [kʰʲe]
عبارتها و زبانزدها
نمونهها
گدا افتخار میکند که دزد نیست.
۲Der Bettler ist stolz, kein Dieb zu sein.
من باید اعتراف کنم که کنجکاو هستم.
۳Ich muss zugeben, dass ich neugierig bin.
رستگاران آنان هستند که پاکدل هستند.
۴Selig sind die, die reinen Herzens sind.
امیدوارم که او بیاید.
۵Ich hoffe, er kommt.
غنی کسیست که بدون آز است.
۶Reich ist, wer ohne Begierden ist.
من نگفتم که تو باید او را اخراج کنی.
۷Ich habe nicht gesagt, dass du sie entlassen sollst.
مارکس گفت که مارکسیست نیست.
۸Marx sagte, er sei kein Marxist.
از آنهایی بترس که از تو میترسند.
۹Fürchte die, die dich fürchten.
حقیقت ظنی است که تأیید میشود.
۱۰Die Wahrheit ist ein Verdacht, der sich bestätigt.
چیزی که تو را پشیمان کند انجام نده.
۱۱Tue nichts, was du bereuen wirst.