rar
[ʁaːɐ̯]
- صفت تفضیلی:
- rarer
- صفت عالی:
- am raresten, am rarsten, raresten
صفت
- rar
- selten
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- ungewöhnlich
- spärlich
دستور زبانِ کمیاب
صفت
- آوانویسی لاتین
- kamyâb
- با حرکتگذاری
- کَمیاب
- تلفظ
- [kʰʲæm.jɒ́ːb̥]
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
امروزه صبر یک فضیلت کمیاب است.
۱Geduld ist eine seltene Tugend heutzutage.
قدرشناسی یک فضیلت کمیاب است.
۲Dankbarkeit ist eine seltene Tugend.
تکنیسینهای خوب در کشورهای در حال توسعه کمیاب هستند.
۳Gute Techniker sind in den Entwicklungsländern Mangelware.
برخی افراد، حیوانات کمیاب را بعنوان حیوان خانگی نگه می دارند.
۴Manche Leute haben seltene Tiere als Haustiere.
کار کمیاب بود.
۵Arbeit war knapp.