klauen
[ˈklaʊ̯ən]
- حال (سومشخص مفرد):
- klaut
- گذشتهٔ ساده (سومشخص مفرد):
- klaute
- اسم مفعول:
- geklaut
- فعل کمکی:
- haben
۱Mir wurde das Geld geklaut.
پولم دزدیده شد.
فعل
- klauen
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- mausen
- mopsen
گونهٔ دستوری ناشناخته
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- stiebitzen
دستور زبان کش رفتن
فعل
- با نشانههای واکه
- کِش رَفتَن
گونهٔ دستوری ناشناخته
- با نشانههای واکه
- کِش رَفتَن
نمونهها
پول را از کسی کش رفتن
۲das Geld von jem. entwenden