واژه‌نامهٔ آلمانی-فارسی
فارسی

jem. aufhalten

تأییدنشده

کسی را معطل کردن عبارت

عبارت

  • jem. aufhaltenتأییدنشده

دستور زبان کسی را معطل کردن

عبارت

با نشانه‌های واکه
کِسی را مُعَطَل کَردَن

نمونه‌ها

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای پیکان، سپس Enter.

کسی را معطل کردن

تأییدنشده

۱jem. hängen lassen, warten lassen

منبع‌ها و یادکردها
  1. ۱: farhang von ckh
منبع‌ها و پروانه‌ها