واژه‌نامهٔ آلمانی-فارسی
فارسی

jem. Recht verschaffen

تأییدنشده

کسی را دادرسی فرمودن عبارت

عبارت

  • jem. Recht verschaffenتأییدنشده
برابرهای دیگر، تأییدنشده
  • jem. beistehen(jurist.)تأییدنشده

دستور زبان کسی را دادرسی فرمودن

عبارت

با نشانه‌های واکه
کِسی را دادرَسی فَرمودَن
منبع‌ها و یادکردها