die Karte
[ˈkaʁtə]
- جمع:
- die Karten
- حالت اضافی:
- der Karte
۱Jetzt werden die Karten neu gemischt.
اکنون کارتها دوباره بر خواهند خورد.
اسم
- die Karte
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- die Spielkarte
دستور زبانِ کارت
اسم
- آوانویسی لاتین
- kârt
- جمع
- کارتها
- تلفظ
- [kʰɒːɹt̪ʰ]
همهٔ صورتها
- کارتها
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
قانون ۱۷ قدرت: بگذار دیگران با کارتهایی که بین آنها تقسیم میکنی بازی کنند.
۲17. Gesetz der Macht: Lass andere mit den Karten spielen, die du austeilst.
نقد یا با کارت؟
۳Bar oder Kreditkarte?
کارت را با توجه بیشتری انجام بده.
۴Mache deine Arbeit mit mehr Sorgfalt.
دهنت رو ببند و کارت را انجام بده.
۵Halt den Mund und mach deine Arbeit.
توجه زیادی به کارت وقف کن.
۶Widme deiner Arbeit viel Aufmerksamkeit!
هیچ روزی، قبل از آنکه به یک آدم یک حرف خوب نزدهای، کارت را آغاز نکن.
۷Beginne an keinem Tag deine Arbeit, ehe du einem Menschen ein gutes Wort gesagt hast.
کارت را خاتمه بده.
۸Vollende dein Werk.
کارت را با دقت بیشتری انجام بده.
۹Mache deine Arbeit mit mehr Aufmerksamkeit.
اکنون کارتها دوباره بر خواهند خورد.
۱Jetzt werden die Karten neu gemischt.
سیرت بهترین کارت ویزیت است.
۱۰Charakter ist die beste Visitenkarte.