واژه‌نامهٔ آلمانی-فارسی
فارسی

liegen gebliebene Arbeit

تأییدنشده

کار عقب افتاده عبارت

عبارت

  • liegen gebliebene Arbeitتأییدنشده
برابرهای دیگر، تأییدنشده
  • unerledigte Arbeitتأییدنشده

دستور زبان کار عقب افتاده

عبارت

با نشانه‌های واکه
کارِ عَقَب اُفتاده
منبع‌ها و یادکردها