ausprobieren
[ˈaʊ̯spʁoˌbiːʁən]
- حال (سومشخص مفرد):
- probiert aus
- گذشتهٔ ساده (سومشخص مفرد):
- probierte aus
- اسم مفعول:
- ausprobiert
- فعل کمکی:
- haben
۱Linux ist ein kostenloses Betriebssystem. Du solltest es ausprobieren.
لینوکس یک سیستم عامل مجانی است. تو باید آن را امتحان کنی.
فعل
- ausprobieren
عبارت
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- mit etwas experimentieren
دستور زبان چیزی را به آزمایش گذاشتن
عبارت
- با نشانههای واکه
- چیزی را به آزمایِش گُذاشتَن
فعل
- با نشانههای واکه
- چیزی را به آزمایِش گُذاشتَن