واژه‌نامهٔ آلمانی-فارسی
فارسی

verpfändet sein

تأییدنشده

چیزی در گرو بودن عبارت

عبارت

  • verpfändet seinتأییدنشده

دستور زبان چیزی در گرو بودن

عبارت

با نشانه‌های واکه
چیزی دَر گِرو بودَن
منبع‌ها و یادکردها