blinzeln
[ˈblɪnt͡sl̩n]
- حال (سومشخص مفرد):
- blinzelt
- گذشتهٔ ساده (سومشخص مفرد):
- blinzelte
- اسم مفعول:
- geblinzelt
- فعل کمکی:
- haben
۱er blinzelt
پلکش میپرد
فعل
- blinzeln
دستور زبان چشم بهم زدن
فعل
- با نشانههای واکه
- چشم بِهَم زَدَن
[ˈblɪnt͡sl̩n]
۱er blinzelt
پلکش میپرد