واژه‌نامهٔ آلمانی-فارسی
فارسی

darauf bestehen

تأییدنشده

پیله کردن گونهٔ دستوری ناشناخته

گونهٔ دستوری ناشناخته

  • darauf bestehenتأییدنشده
برابرهای دیگر، تأییدنشده
  • sich aufdrängenتأییدنشده

دستور زبان پیله کردن

گونهٔ دستوری ناشناخته

با نشانه‌های واکه
پیله کَردَن

نمونه‌ها

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای پیکان، سپس Enter.

با یک چیزی پیله کردن

تأییدنشده

۱mit einer Sache hausieren gehen

پیله کردن

تأییدنشده

۲jem. bedrängen, zu tun

منبع‌ها و یادکردها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
منبع‌ها و پروانه‌ها