der/das Patch
[pɛt͡ʃ]
- جمع:
- die Patches, die Patchs
- حالت اضافی:
- des Patch, des Patches, des Patchs
اسم
- der/das Patch
- der Flicken
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- Wasla
- der Lappen
دستور زبانِ وصله
اسم
- با حرکتگذاری
- وَصله
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
شکم خود را وصله پینه کردن
۱den ersten Hunger stillen
چیزی که شده پاره وصله بر نمی داره
۲was ist, ist