واژه‌نامهٔ آلمانی-فارسی
فارسی

etwas auslösen

تأییدنشده

واجب چیزی شدن عبارت

نمونه با etwas auslösen

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای پیکان، سپس Enter.

۱bei den Regierungen etwas auslösen

در اذهان دولتها چیزی را زنده کردن

تأییدنشده

عبارت

  • etwas auslösenتأییدنشده

دستور زبان واجب چیزی شدن

عبارت

با نشانه‌های واکه
واجِبِ چیزی شُدَن
منبع‌ها و یادکردها
  1. ۱: farhang von ckh
منبع‌ها و پروانه‌ها