begehren
[bəˈɡeːʁən]
- حال (سومشخص مفرد):
- begehrt
- گذشتهٔ ساده (سومشخص مفرد):
- begehrte
- اسم مفعول:
- begehrt
- فعل کمکی:
- haben
۱Wir neigen zum Verbotenen immer und begehren Versagtes.
ما همیشه به ممنوعات گرایش داریم و به محرمات چشم داریم.
فعل
- begehren
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- sich sehnen
دستور زبان هوس کردن
فعل
- آوانویسی لاتین
- havas kardan
نمونهها
کسی را هوس کردن
۲jem. in Leidenschaft versetzen