stechen
[ˈʃtɛçn̩]
- حال (سومشخص مفرد):
- sticht
- گذشتهٔ ساده (سومشخص مفرد):
- stach
- اسم مفعول:
- gestochen
- فعل کمکی:
- haben
۱Die Schlange sticht nicht ungereizt.
مار بدون تحریک نیش نمیزند.
فعل
- stechen
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- beißen
دستور زبان نیش زدن
فعل
- با نشانههای واکه
- نیش زَدَن
نمونهها
چرا زنبورها بعد از نیش زدن می میرند؟
۲Wieso sterben Bienen, nachdem sie gestochen haben?