erzählen
[ɛɐ̯ˈt͡sɛːlən]
- حال (سومشخص مفرد):
- erzählt
- گذشتهٔ ساده (سومشخص مفرد):
- erzählte
- اسم مفعول:
- erzählt
- فعل کمکی:
- haben
۱Ich habe dir alles erzählt.
من همه را ماری شما بازگو کردم.
فعل
- erzählen
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- anführen
- schildern
دستور زبان نقل کردن
فعل
- با نشانههای واکه
- نَقل کَردَن