واژه‌نامهٔ آلمانی-فارسی
فارسی

unausbleiblich sein bezüglich

تأییدنشده

ناگزیر به چیزی شدن عبارت

عبارت

  • unausbleiblich sein bezüglichتأییدنشده
برابرهای دیگر، تأییدنشده
  • unvermeidlich sein bezüglichتأییدنشده

دستور زبان ناگزیر به چیزی شدن

عبارت

با نشانه‌های واکه
ناگُزیر به چیزی شُدَن
منبع‌ها و یادکردها