explodieren
[ɛksploˈdiːʁən]
- حال (سومشخص مفرد):
- explodiert
- گذشتهٔ ساده (سومشخص مفرد):
- explodierte
- اسم مفعول:
- explodiert
- فعل کمکی:
- sein
۱Sterne stoßen Gammastrahlen aus, wenn sie explodieren.
ستارگان وقتی منفجر میشوند اشعههای گاما ساطع میکنند.
فعل
- explodieren
دستور زبان منفجر شدن
فعل
- با نشانههای واکه
- مُنفَجِر شُدَن
نمونهها
منفجر شدن
۲in die Luft gehen