durcheinanderwirbeln
[dʊʁçʔaɪ̯ˈnandɐˌvɪʁbl̩n]
- حال (سومشخص مفرد):
- wirbelt durcheinander
- گذشتهٔ ساده (سومشخص مفرد):
- wirbelte durcheinander
- اسم مفعول:
- durcheinandergewirbelt
- فعل کمکی:
- haben
فعل
- durcheinanderwirbeln
گونهٔ دستوری ناشناخته
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- Purzelbaum schlagen
دستور زبان معلق زدن
فعل
- با نشانههای واکه
- مُعَلَق زَدَن
گونهٔ دستوری ناشناخته
- با نشانههای واکه
- مُعَلَق زَدَن