das Interview
[ˈɪntɐvjuː]
- جمع:
- die Interviews
- حالت اضافی:
- des Interviews
اسم
- das Interview
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- die Kommunikation
دستور زبانِ مصاحبه
اسم
- آوانویسی لاتین
- mosâhebe
- با حرکتگذاری
- مُصاحبه
- جمع
- مصاحبات
- تلفظ
- [mo.sɒː.ɦe.bé]
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
او یک مصاحبه به زبان انگلیسی داشت.
۱Er hatte ein Bewerbungsgespräch in englischer Sprache.
وزیر از مصاحبه شدن توسط خبرنگاران سر باز زد.
۲Der Minister weigerte sich, von den Journalisten interviewt zu werden.
مصاحبه چگونه گذشت؟
۳Wie ist das Bewerbungsgespräch gelaufen?
من با خانمی مصاحبه کردم، که برای محافظت از محیط زیست کار می کرد.
۴Ich habe eine Frau interviewt, die sich für den Umweltschutz einsetzt.