bedürftig
[bəˈdʏʁftɪç][bəˈdʏʁftɪk]
- صفت برتر:
- bedürftiger
- صفت برترین:
- am bedürftigsten
صفت
- bedürftig
دستور زبان مستمند
صفت
- آوانویسی لاتین
- mostamand
- با نشانههای واکه
- مُستَمَند
- خوانش
- [mos.t̪ʰæ.mǽn̪d̪̥]
عبارتها و زبانزدها
نمونهها
مستمندان فرزند دارند، اغنیا گاو دارند.
۱Arme haben die Kinder, Reiche die Rinder.
از اغنیا میتوان پسانداز کردن را یاد گرفت، از مستمندان غذا پختن را.
۲Von den Reichen kann man sparen lernen, von den Armen kochen.
بنوش و بخور، مستمندان را فراموش نکن.
۳Trink und iss, der Armen nicht vergiss.