abschmecken
[ˈapˌʃmɛkn̩][ˈapˌʃmɛkŋ̩]
- حال (سومشخص مفرد):
- schmeckt ab
- گذشتهٔ ساده (سومشخص مفرد):
- schmeckte ab
- اسم مفعول:
- abgeschmeckt
- فعل کمکی:
- haben
فعل
- abschmecken
دستور زبان مزه چیزی را چشیدن
فعل
- با نشانههای واکه
- مَزه چیزی را چِشیدَن
نمونهها
مزهٔ چیزی را چشیدن
۱etwas vom Leben kennenlernen