واژه‌نامهٔ آلمانی-فارسی
فارسی

unbewohnter Ort

تأییدنشده

محل غیر مسکون عبارت

عبارت

  • unbewohnter Ortتأییدنشده

دستور زبان محل غیر مسکون

عبارت

با نشانه‌های واکه
مَحَلِ غِیرِ مَسکون
منبع‌ها و یادکردها