pressen
[ˈpʁɛsn̩]
- حال (سومشخص مفرد):
- presst, presset
- گذشتهٔ ساده (سومشخص مفرد):
- presste, pressete
- اسم مفعول:
- gepresst
- فعل کمکی:
- haben
۱jem. in ein Klischee pressen
کسی را در چارچوب معین مجسم کردن
فعل
- pressen
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- verdichten
دستور زبان متراکم کردن
فعل
- با نشانههای واکه
- مُتَراکِم کَردَن