reiben
[ˈʁaɪ̯bn̩][ˈʁaɪ̯bm̩]
- حال (سومشخص مفرد):
- reibt
- گذشتهٔ ساده (سومشخص مفرد):
- rieb
- اسم مفعول:
- gerieben, gerieben
- فعل کمکی:
- haben, haben
۱Reibe dir nie mit schmutzigen Händen die Augen!
هرگز با دستان کثیف، چشمان را نمال!
فعل
- reiben
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- bestreichen
- einreiben
- verschmieren
- walken
اسم
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- der/das Curry
دستور زبانِ مالیدن
اسم
- با حرکتگذاری
- مالیدَن
فعل
- آوانویسی لاتین
- mâlidan
- با حرکتگذاری
- مالیدَن
- تلفظ
- [mɒː.liː.d̪ǽn]
همهٔ صورتها
- مال
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
پیه چیزی را به تن خود مالیدن
۲Unangenehmes auf sich nehmen
سر کسی شیره مالیدن
۳sich bei jem. einschmeicheln