verzagen
[fɛɐ̯ˈt͡saːɡn̩]
- حال (سومشخص مفرد):
- verzagt
- گذشتهٔ ساده (سومشخص مفرد):
- verzagte
- اسم مفعول:
- verzagt
- فعل کمکی:
- haben, sein
۱ihre Herzen verzagen
دلهایشان فرو می ریزند
فعل
- verzagen
دستور زبان مأیوس شدن
فعل
- با نشانههای واکه
- مأیوس شُدَن
[fɛɐ̯ˈt͡saːɡn̩]
۱ihre Herzen verzagen
دلهایشان فرو می ریزند