abfressen
[ˈapˌfʁɛsn̩]
- حال (سومشخص مفرد):
- frisst ab
- گذشتهٔ ساده (سومشخص مفرد):
- fraß ab
- اسم مفعول:
- abgefressen
- فعل کمکی:
- haben
فعل
- abfressen
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- kahlfressen
- berauben
دستور زبان لخت کردن
فعل
- با نشانههای واکه
- لُخت کَردَن
[ˈapˌfʁɛsn̩]