die Lippe
[ˈlɪpə]
- جمع:
- die Lippen
- حالت اضافی:
- der Lippe
۱Ich lese Lippen.
من لب خوانی میکنم.
اسم
- die Lippe
- die Lefze
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- die Schnauze
- der/die Mund
دستور زبان لب
اسم
- آوانویسی لاتین
- lab
- با نشانههای واکه
- لَب
- جمع
- لبها، لبان
- خوانش
- [lǽb̥]
همهٔ ریختها
- لبها
عبارتها و زبانزدها
نمونهها
جانم به لب می آید
۲ich bin erledigt
زیر لب می غرد
۳er brummelt vor sich hin
او زیر لب میگوید
۴er murmelt vor sich hin
این قدر تو لب نباش
۵das muss doch nicht bis zum Rand voll sein
پشت لب کسی سبز می شود
۶der erste Bart sprießt
او لب از لب بر نداشت
۷er bekam seine Zähne nicht auseinander