flüstern
[ˈflʏstɐn]
- حال (سومشخص مفرد):
- flüstert
- گذشتهٔ ساده (سومشخص مفرد):
- flüsterte
- اسم مفعول:
- geflüstert
- فعل کمکی:
- haben
۱wie man so flüstert
این طور که بویش می آید
فعل
- flüstern
دستور زبان لب از لب باز نکردن
فعل
- با نشانههای واکه
- لَب از لَب باز نکَردَن