lesen
[ˈleːzn̩]
- حال (سومشخص مفرد):
- liest
- گذشتهٔ ساده (سومشخص مفرد):
- las
- اسم مفعول:
- gelesen
- فعل کمکی:
- haben
۱Ich lese Lippen.
من لب خوانی میکنم.
فعل
- lesen
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- vorlesen
دستور زبان قرائت کردن
فعل
- با نشانههای واکه
- قَرائَت کَردَن
[ˈleːzn̩]
۱Ich lese Lippen.
من لب خوانی میکنم.