der Stahl
[ʃtaːl]
- جمع:
- die Stähle, die Stahle
- حالت اضافی:
- des Stahles, des Stahls
۱Tom kennt nicht den Unterschied zwischen Eisen und Stahl.
تام فرق بین آهن و فولاد را نمیداند.
اسم
- der Stahl
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- der Edelstahl
دستور زبان فولاد
اسم
- آوانویسی لاتین
- fulâd
- خوانش
- [fuː.lɒ́ːd̪̥]
عبارتها و زبانزدها
نمونهها
تام فرق بین آهن و فولاد را نمیداند.
۱Tom kennt nicht den Unterschied zwischen Eisen und Stahl.
آدمی مانند فولاد سخت میشود، اغلب از طریق سرد شدن پس از گرم شدن.
۲Der Mensch wird wie der Stahl hart - durch öfteres Abkühlen nach Erhitzung.
ایجاد یک کارخانه فولاد، سرمایهگذاری بزرگی بود.
۳Der Bau der Stahlfabrik war ein großes Unterfangen.