ernähren
[ɛɐ̯ˈnɛːʁən]
- حال (سومشخص مفرد):
- ernährt
- گذشتهٔ ساده (سومشخص مفرد):
- ernährte
- اسم مفعول:
- ernährt
- فعل کمکی:
- haben
۱Er ernährt sich mit Schreiben.
او با نویسندگی امرار معاش میکند.
فعل
- ernähren
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- füttern
دستور زبانِ غذا دادن
فعل
- با حرکتگذاری
- غَذا دادَن
مثالها
غذا دادن به کبوترها ممنوع است.
۲Tauben füttern verboten.