beherrschen
[bəˈhɛʁʃn̩]
- حال (سومشخص مفرد):
- beherrscht
- گذشتهٔ ساده (سومشخص مفرد):
- beherrschte
- اسم مفعول:
- beherrscht, beherrscht
- فعل کمکی:
- haben
۱Andere beherrschen erfordert Kraft. Sich selbst beherrschen fordert Stärke.
تسلط یافتن بر دیگران نیرو میخواهد. تسلط یافتن بر خود قدرت میخواهد.
فعل
- beherrschen
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- dominieren
- vorherrschen
دستور زبان غالب بودن
فعل
- با نشانههای واکه
- غالِب بودَن