die Konsequenz
[kɔnzeˈkvɛnt͡s]
- جمع:
- die Konsequenzen
- حالت اضافی:
- der Konsequenz
۱Der Streit hatte bedauerliche Konsequenzen.
دعوا پیامدهای تأسفباری داشت.
اسم
- die Konsequenz
نوع واژه نامشخص
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- Rückwirkungen
دستور زبانِ عواقب
اسم
- با حرکتگذاری
- عَواقِب
نوع واژه نامشخص
- با حرکتگذاری
- عَواقِب
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
در طبیعت نه پاداش وجود دارد نه جزا، بلکه فقط عواقب وجود دارند.
۲In der Natur gibt es weder Belohnungen noch Strafen sondern es existieren nur Konsequenzen.