plötzlich
[ˈplœt͡slɪç]
۱Plötzlich verstummte sie.
او ناگهان سکوت کرد.
صفت
- plötzlich
قید
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- sofort
دستور زبان ضرب العجل
صفت
- با نشانههای واکه
- ضَرب اُلعَجَل
قید
- با نشانههای واکه
- ضَرب اُلعَجَل
[ˈplœt͡slɪç]
۱Plötzlich verstummte sie.
او ناگهان سکوت کرد.