scheitern
[ˈʃaɪ̯tɐn]
- حال (سومشخص مفرد):
- scheitert
- گذشتهٔ ساده (سومشخص مفرد):
- scheiterte
- اسم مفعول:
- gescheitert
- فعل کمکی:
- sein
۱Es gibt mehr Leute, die kapitulieren, als solche, die scheitern.
آدمهایی که تسلیم میشوند بیشتر از آنهایی هستند که شکست میخورند.
فعل
- scheitern
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- keinen Erfolg haben
- missglücken
- nicht gelingen
- ohne Erfolg bleiben
عبارت
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- eine Niederlage erleiden
گونهٔ دستوری ناشناخته
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- Niederlage erleiden
- Schiffbruch erleiden
- zerstört werden
دستور زبان شکست خوردن
عبارت
- با نشانههای واکه
- شِکَست خوردَن
فعل
- با نشانههای واکه
- شِکَست خوردَن
گونهٔ دستوری ناشناخته
- با نشانههای واکه
- شِکَست خوردَن
نمونهها
شکست خوردن
۲das ist ein Flop