spaßen
[ˈʃpaːsn̩]
- حال (سومشخص مفرد):
- spaßt
- گذشتهٔ ساده (سومشخص مفرد):
- spaßte
- اسم مفعول:
- gespaßt
- فعل کمکی:
- haben
۱als ob es mit ihm spaßen würde
انگار که با او شوخی می کند
عبارت
- spaßen
فعل
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- scherzen
- Spaß machen
- herumalbern
گونهٔ دستوری ناشناخته
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- Schabernack treiben
دستور زبان شوخی کردن
عبارت
- با نشانههای واکه
- شوخی کَردَن
فعل
- با نشانههای واکه
- شوخی کَردَن
گونهٔ دستوری ناشناخته
- با نشانههای واکه
- شوخی کَردَن