waschen
[ˈvaʃn̩]
- حال (سومشخص مفرد):
- wäscht
- گذشتهٔ ساده (سومشخص مفرد):
- wusch
- اسم مفعول:
- gewaschen, gewaschen
- فعل کمکی:
- haben
۱Wasche deine Füße.
پاهایت را بشوی.
فعل
- waschen
- spülen
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- abwaschen
- auswaschen
دستور زبانِ شستن
فعل
- آوانویسی لاتین
- šostan
- با حرکتگذاری
- شُستَن
- تلفظ
- [ʃos.t̪ʰǽn]
همهٔ صورتها
- ششتن
- شور
- شوی
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
شستن دست بعد از دستشویی و قبل از غذا فراموش نشود.
۲Nach dem Klo und vor dem Essen, Händewaschen nicht vergessen!
شستن منظم دستها یک راه خوب برای جلوگیری از بیماریها است.
۳Regelmäßig die Hände zu waschen ist ein guter Weg, sich vor Krankheiten zu bewahren.