wohnen
[ˈvoːnən]
- حال (سومشخص مفرد):
- wohnt
- گذشتهٔ ساده (سومشخص مفرد):
- wohnte
- اسم مفعول:
- gewohnt
- فعل کمکی:
- haben
۱Er wohnt in einer Hafenstadt.
او در یک شهر بندری زندگی میکند.
فعل
- wohnen
عبارت
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- Quartier haben
دستور زبان سکونت داشتن
عبارت
- با نشانههای واکه
- سُکونَت داشتَن
فعل
- با نشانههای واکه
- سُکونَت داشتَن