Bepflasterung
گونهٔ دستوری ناشناخته
- Bepflasterung
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- das Kopfsteinpflaster
- das Steinpflaster
دستور زبان سنگ فرش
گونهٔ دستوری ناشناخته
- با نشانههای واکه
- سَنگ فَرش
نمونهها
متعارف بودن یک خیابان سنگ فرش شده است؛ خوب میتوان روی آن راه رفت، اما هیچ گلی روی آن رشد نمیکند.
۱Die Normalität ist eine gepflasterte Straße; man kann gut darauf gehen - doch es wachsen keine Blumen auf ihr.