erröten
[ɛɐ̯ˈʁøːtn̩]
- حال (سومشخص مفرد):
- errötet
- گذشتهٔ ساده (سومشخص مفرد):
- errötete
- اسم مفعول:
- errötet
- فعل کمکی:
- sein
۱Tom sowohl als auch Maria erröteten.
هم تام و هم مری سرخ شدند.
فعل
- erröten
دستور زبان سرخ رو شدن
فعل
- با نشانههای واکه
- سُرخ رو شُدَن