das/der Blei
[blaɪ̯]
- جمع:
- die Bleie
- حالت اضافی:
- des Bleies, des Bleis
۱Blei ist ein Metall.
سرب یک فلز است.
اسم
- das/der Blei
دستور زبانِ سرب
اسم
- آوانویسی لاتین
- sorb
- با حرکتگذاری
- سُرب
- تلفظ
- [soɹb̥]
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
سرب یک فلز است.
۱Blei ist ein Metall.
در چه دمایی سرب ذوب میشود؟
۲Bei welcher Temperatur schmilzt Blei?
سرب خطرناک است.
۳Blei ist gefährlich.
پنیر طلای صبح، نقرهٔ ظهر و سرب عصر است.
۴Käse ist morgens Gold, mittags Silber, abends Blei.
سرب به راحتی خم می شود.
۵Blei lässt sich einfach biegen.
مثل اردک از سرب ساخته شنا می کند
۶er schwimmt wie eine bleierne Ente
الب الب سنگ سرب
۷jetzt ist Schweigen angesagt