durchstechen
[ˌdʊʁçˈʃtɛçn̩][ˈdʊʁçˌʃtɛçn̩]
- حال (سومشخص مفرد):
- sticht durch, durchsticht
- گذشتهٔ ساده (سومشخص مفرد):
- stach durch, durchstach
- اسم مفعول:
- durchstochen, durchgestochen
- فعل کمکی:
- haben, sein
۱abgebrochene Federn stachen durch das Sofa
فنرهای درب و داغون از کاناپه بیرون زده بودند
فعل
- durchstechen
دستور زبان سدرا سوراخ کردن
فعل
- با نشانههای واکه
- سَدرا سوراخ کَردَن