واژه‌نامهٔ آلمانی-فارسی
فارسی

das Leben beenden

تأییدنشده

زندگی را سپر کردن عبارت

عبارت

  • das Leben beendenتأییدنشده

دستور زبان زندگی را سپر کردن

عبارت

با نشانه‌های واکه
زِندگی را سِپَر کَردَن
منبع‌ها و یادکردها