lebend
[ˈleːbn̩t][ˈleːbm̩t]
۱Esperanto ist eine lebende Sprache.
اسپرانتو یک زبان زنده است.
صفت
- lebend
- lebendig
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- lebhaft
- hässlich
دستور زبانِ زنده
صفت
- آوانویسی لاتین
- zende, zande
- با حرکتگذاری
- زَنَده
- تلفظ
- [zen̪.d̪é], [zæn̪.d̪é]
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
زنده باد امپراطور!
۲Es lebe der Kaiser!
او زنده به گور شد.
۳Sie wurde lebendig begraben.
بازگشت من به آفریقای جنوبی خاطرات دردناکی را برای من زنده کرد.
۴Meine Rückkehr nach Südafrika erweckte schmerzhafte Erinnerungen in mir.
انسان تنها موجود زنده است، که نسبت به خود عقیدهٔ بدی دارد.
۵Der Mensch ist das einzige Lebewesen, das von sich eine schlechte Meinung hat.
تو بدون اکسیژن نمیتوانی زنده بمانی.
۶Du kannst nicht ohne Sauerstoff leben.
ما میتوانیم بدون غذا چند هفته، بدون آب چند روز و بدون اکسیژن چند دقیقه زنده بمانیم.
۷Ohne Essen können wir wenige Wochen leben, ohne Wasser wenige Tage und ohne Sauerstoff wenige Minuten.
مادامی که یک بیمار زنده است، امید وجود دارد.
۸Solange ein Kranker lebt, gibt es Hoffnung.
یک خر زنده بهتر از یک اسب مرده است.
۹Besser ist ein lebender Esel, als ein totes Pferd.
اگر هنوز زندهای به من خبر بده.
۱۰Gib mir bitte Nachricht, ob du noch lebst.
حداقل من هنوز زندهام.
۱۱Zumindest lebe ich noch.