golden
[ˈɡɔldən][ˈɡɔldn̩]
- صفت تفضیلی:
- goldener, goldner
- صفت عالی:
- am goldensten
۱Ein goldener Schlüssel öffnet jede Tür.
کلید زرین هر دری را باز میکند.
صفت
- golden
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- gülden
- aus Gold
سایر انواع واژه
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- Gold
دستور زبانِ زرین
صفت
- آوانویسی لاتین
- zarrin
- با حرکتگذاری
- زَرین
- تلفظ
- [zæɹ.ɹíːn]
سایر انواع واژه
- با حرکتگذاری
- زَرین
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
کلید زرین هر دری را باز میکند.
۱Ein goldener Schlüssel öffnet jede Tür.
یک تخت چوبین بهتر از یک تابوت زرین است.
۲Ein Bett von Holz ist besser als ein gold'ner Sarg.
یک خوک با قلادهٔ زرین همواره یک خوک میماند.
۳Ein Schwein mit goldenem Halsband bleibt immer noch ein Schwein.
گنبد زرین در آفتاب درخشید.
۴Die goldene Kuppel glänzte in der Sonne.
حتی یک زین زرین، خر را اسب نمیکند.
۵Ein goldener Sattel macht einen Esel noch nicht zum Pferd.
گندمها دشت را زرین کردهاند.
۶Weizen vergoldet die Felder.