gelb
[ɡɛlp]
- صفت تفضیلی:
- gelber
- صفت عالی:
- am gelbsten
۱Eigelbe sind gelb.
زردههای تخممرغ زرد هستند.
صفت
- gelb
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- teigig
- blässlich
- blassgelblich
اسم
- das Gelb
دستور زبانِ زرد
صفت
- آوانویسی لاتین
- zard
- با حرکتگذاری
- زَرد
- تلفظ
- [zæɹd̪̥]
اسم
- با حرکتگذاری
- زَرد
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
رنگ خود را از زرد لیمویی به آبی آسمانی تغییر داد.
۲Es wechselte seine eigene Farbe von zitronengelb nach himmelblau.
دندانهایش زرد هستند.
۳Seine Zähne sind gelb.
زردههای تخممرغ زرد هستند.
۱Eigelbe sind gelb.
رنگ خود را از زرد لیمویی به کبود تغییر داد.
۴Es wechselte seine eigene Farbe von zitronengelb nach himmelblau.
پروانهای زرد روی یک گل نشسته است.
۵Ein gelber Schmetterling sitzt auf einer Blume.
من گلهای بسیاری دارم.برخی شان سرخند و برخی زرد.
۶Ich habe viele Blumen. Einige sind rot und einige gelb.
موز زرد است.
۷Bananen sind gelb.