fromm
[fʁɔm]
- صفت تفضیلی:
- frommer, frömmer
- صفت عالی:
- am frommsten, am frömmsten
صفت
- fromm
اسم
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- der Einsiedler
نوع واژه نامشخص
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- der Asket
دستور زبانِ زاهد
صفت
- با حرکتگذاری
- زاهِد
اسم
- با حرکتگذاری
- زاهِد
نوع واژه نامشخص
- با حرکتگذاری
- زاهِد
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
زاهد از فضیلت سختی میسازد.
۱Der Asket macht aus der Tugend eine Not.