befreien
[bəˈfʁaɪ̯ən]
- حال (سومشخص مفرد):
- befreit, befreiet
- گذشتهٔ ساده (سومشخص مفرد):
- befreite
- اسم مفعول:
- befreit, befreit
- فعل کمکی:
- haben
۱Lesen ist sich zu befreien.
خواندن خود را خلاص کردن است.
فعل
- befreien
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- erlösen
دستور زبان رهائی دادن
فعل
- با نشانههای واکه
- رَهائی دادَن